|
«آئين ما آئينی است جهانی و هر کس که بر پایه ی دانش و خرد و
با مهر و دلبستگی بپزیرد که زرتشتی باشد و آنرا با انديشه و
گفتار و کردار نشان دهد، او زرتشتی است و نخستین و واپسین کسی
که می تواند این را به او بدهد یا از او بگیرد خود اوست »
بگزارید از همین آغاز این را از همه ی شما همکیشان بپرسم که
آیا هنوز در اندیشه و باور هیچکدام از شما این باور وجود دارد
که کسی که « زرتشتی زاده » نیست نمی تواند زرتشی شود یا باشد ؟
اگر که چنین باشد، براستی باید گفت که دارنده ی چنین باوری از
دین و آیین و تاریخ خود آگاه نیست که اگر بود می دانست که ما
به هر سو در درون بنگریم نه تنها هیچ دلیل و مدرکی که نشان
دهنده ی درستی این باور و داوری باشد نمی یابیم بلکه همه چیز
نشان از وارون آن دارد که همانا در همه جای دین و آیین و تاریخ
سفارش و گوشزد شده که باید هر کس تا بدانجا که تاب و توان دارد
دیگران را به راه راستی و دین بهی رهنمایی کند و اگر نیز کس و
کسانی از این بابت ، یعنی به دین آمدن دشواری می بینند باید
بدانان یاری رسانند . می گویید چنین نیست پس چرا چنین نمونه
هایی را شاهد هستیم :
اهنود گات ـ یسنای 30 ـ بند 2 :
بهترین سخنان را به گوش بشنوید و با اندیشه ی روشن
بنگرید . سپس هر کدام از شما برای خود بهترین راه را برگزینید
.
اهنود گات ـ یسنای 33 ـ بند 2 :
کسی که در برابر دروغ پرست با زبان یا اندیشه اقدامی
کند و یا یکی از پیروان او را بدین بهی درآورد ، چنین کسی
خشنودی اهورا مزدا را فراهم می آورد
گاتها ـ سروده چهارم، يسنای 31 بند 11
ای مزدا، زمانی که تو در آغاز با ا ندیشه خویش تن و
خرد و وجدان برای ما آفریدی و جان به تن ما دمیدی و ما را به
گفتار و کردار توانائی دادی ، خوا ستی که ما باور و آئين خود
را با آگاهی و به دلخواه خود برگزینیم.
به غیر از گاتها در کتابهای دیگر مزدیسنی نیز درباره پزیرش
سفارش شده است . شما می توانید به عنوان نمونه به هوم یشت بند
24، به کتاب نهم دینکرد بند 4 و بند 24 و به فصل 42 کتاب
دادستان دینی مراجعه نمایید ، زرتشتی زاده و زرتشتی بودن...
ادامه از رویه 1
با مطالعه ی مندرجات کتاب های دینی معلوم می شود که امر ترویج
و تبلیغ مذهب کاری شایسته است و اگر به سایر ادیان نیز نظر
افکنیم می بینیم که پیروان همه مذاهب در ترویج دین خود نهایت
کوشش را دارند . ما زرتشتیان نیز اگر ایمان داریم که دینمان
یکی از مذاهب زنده و بزرگ دنیاست و برای تمام مردم جهان سودمند
می باشد بایستی در امر تبلیغ کوشا باشیم ، اشخاصی را که مایل
بقبول دین زرتشتی هستند بپزیریم و در حقیقت ره چنان رویم که
رهروان رفته اند .
با درود از سوی کنکاش موبدان تهران اردشیر آزرگشسب پاره ی بالا
برداشت شده از نامه ای که انجمن موبدان تهران در پاسخ به نامه
ای که در مورد سدره پوشی آقای
Joseph peterson
و مخالفتی که برخی از موبدان پارسی با آن کرده بودند شده بود ،
نوشته اند که سندی است بسیار جالب و معتبر و تاریخی و در زمانی
نیز نوشته شده است که تمامی بزرگان دین ما در یک نسل پیش یعنی
موبدان بزرگ فیروز و اردشیر آزرگشسب ( که نام او در پایین این
نامه است ) ، رستم شهزادی و دیگران در کنکاش موبدان تهران
بودند و چه کسی بهتر و داناتر از این زنده یادان که به ما
بگویند که دین ما در این مورد چه دیدگاهی داشته و دارد .
بنابراین اجازه بدهید به عنوان یکی دیگر از هموندان این جامعه
که پشت اندر پشت زرتشتی بوده وتا دست کم 12 پشت من دارای مقام
موبد بزرگی و راهنمایان دین در جامعه بوده اند و خود من نیز به
آن سرافرازم با استواری و بی تردیدی تمام بگویم که :
« دین زرتشت یا دین بهی دینی است جهانی و برای تمامی انسانهاست
و این خویشکاری یا وظیفه ما به عنوان زرتشتی است که برای نشان
دادن راستی ها و سرافرازی های دین خود بدیگران کوشا باشیم .
اگر کسانی خواستند این آموزشهارا سرمشق زندگی خود قرار دهند
آنان را با آغوش باز بپزیريم » .
هر پرسش دیگری که در این راستا باشد و یا شرایط روز و زمان نیز
تا هر اندازه که این آزادی گزینش را در تنگنا گزاشته باشند،
باز هم بنیان ها را نمی توان کنار گزاشت و نادیده گرفت . اکنون
می مانیم ما و شرایط روز که با خردمندی و هم رایی و هم اندیشی
، و باز تکرار می کنم زیر پا نگزاشتن بنیان ها ، راه کارهای
خردمندانه و کارآ برای پیشبرد این کار فراهم آوریم . در اینجا
بی تردید در اندیشه برخی این پرسش تکرار میشود که چرا تا زمانی
که ما خود در درون جامعه مشکل داریم باید دیگران را به درون
بپزیریم ؟
پاسخ به این پرسش نه در نفی کردن بنیان هاست بلکه در ناتوانی
خود ما در حل مشکلات است که باید خود را آزموده تر کنیم و
همازوری را گسترش دهیم ، از دشوار ی ها نهراسیم و این دانش را
فرو نگزاریم که آئين ما دین دانش و خردمندی و راستی و درستی و
... است و اگر براستی دل و اندیشه خود را به آن بدهیم دیگر
ناتوان نخواهیم بود و امید به امروز و فردای بهتر و شادی و
خوشبختی برای همگان در دسترس خواهد بود . ما هر گاه که بزرگ
بیندیشیم ، آنزمان بزرگ نیز خواهیم بود و بزرگتر نیز خواهیم شد
و در این راه بزرگ همه همکار و همیار خواهیم بود .
اکنون بیاییم و به یک پدیده ی دیگر نگاهی بیندازیم ، به واژه ی
« زرتشتی زاده » یک زرتشتی زاده کیست؟ آیا کسی است که از پدر و
مادری زرتشتی زاده شده باشد و یا اگر پدر و مادر بزرگ او
زرتشتی بوده باشند باز هم می توان او را زرتشتی زاده به شمار
آورد ؟ آیا تا چند پشت می توان این پدیده را به پس برد ؟ آیا
ایرانیانی که چند پشت در پشتشان زرتشتی بوده و سپس به هر سببی
از دین بیرون رفته اند اما امروز می خواهند به دین نیاکانی خود
باز گردند را می توان زرتشتی زاده به شمار آورد ؟ پاسخ را به
خرد و داوری خودتان وا می گزارم اما دوباره می گویم که دیدگاه
در این مورد هر چه باشد در بنیانی که در بالاتر بیان شد اثری
ندارد .
بنابراین بیاییم و یکبار برای همیشه این اندیشه را از سر بیرون
کنیم و بپزیریم که بر پایه ی دین و آیین و تاریخ و نیاکان و
راهنمایان دینی از دیروز تا امروز ، دین ما دینی جهانی است و
هر آنکس که بر پایه ی دانش و خرد و با مهر و دلبستگی بپزیرد که
زرتشتی باشد و بیندیشد و بگفتارد و بکردارد او زرتشتی است و
نخستین و واپسین کسی که می تواند این را به او بدهد یا از او
بگیرد خود اوست /
سخن تنها در جایی است که این دلبستگان به راه و آیین زرتشت
میخواهند که با همکیشان و هم اندیشان خود در یک زندگی اجتماعی
مشا کرت کرده و در سرنوشت آنان شریک گردند. اینجاست که سخن از
قراردادهای اجتماعی ، دینی به میان می آید ، مانند « سدره پوش
» شدن، برای بیان این گزینش به دیگران و پیمان بستن برای رهروی
در راه اشا ، و از سوی دیگر دلبستگی نشان دادن به آیین ها و
تراددها و راه و روش و زندگی در میان آن گروهی که می خواهند با
آن یگانه شوند .
چه بسا هستند کسانی که با پزیرش دین از یکسو و هماهنگی و
همرنگی نشان دادن با جامعه به سادگی و با لبخند به پزیرش رسیده
اند و یا کسانی که نتوانسته اند آنگونه که باید و شاید به این
نزدیکی دست یابند که آنهم با گزشت زمان دگرگون خواهد شد .
|